سربازی

خرید بک لینک

در حدود نیمه شب ، بسیم صدای پایی را از طبقه دوم شنید . دزدکی از دفترش بیرون رفت و یک تکه نور از نور را زیر در اتاق خواب دخترش دید . خواست برود بخوابد . در سن ۲۱ سالگی ، Tuqa اغلب دیر وقت بیدار می ماند ، و با اینکه بسیم می دانست که او خودش نمونه خوبی نیست و شرایط کنونی کمی زودتر از موعد بالا می رود ، او به قدرت آرام بخش یک روتین صبح زود به پایین اعتقاد داشت . او در پایین پله ها منتظر ماند و دوباره زنگ زد و نور نقره فام تاریک شد .
ساعت ۱ صبح بود که بازول کامپیوتر را بست و به طبقه بالا رفت تا بخوابد . در کنار Mayada که به خواب عمیقی فرورفته بود نشست .
چند لحظه بعد ناگهان از خواب پرید . پیراهنش خیس شده بود و مزه خون عجیبی داشت ؟ - روی زبانش . هوا غلیظ و غلیظ بود . به بالا نگاه کرد . او در اتاق خواب بود ، اما سقف تقریبا ً ناپدید شده بود . آسمان شب و ستارگان بالای موصل را می توانست ببیند . بسیم دست دراز کرد و دید که پاهایش در چند اینچی صورت او در اثر چیزی که از تختش باقی مانده بود قرار دارد . به وحشت افتاد . او به سمت چپ پیچید و توده ای از آوار به چشم می خورد ." فریاد کشید : " Mayada ! " در آن زمان بود که متوجه سکوت شد ." او فریاد زد : " Tuqa ! دیواره ای اتاق خواب از دست رفته بودند و تنها تکیه گاه خالی باقی می ماند . او می توانست خطوط تیره درختان را ببیند . او شروع به شنیدن صدای دور و دور صدای یک زن کرد . فریاد کشید : " تو کجایی ؟ " عزا ، خواهر زنش ، جایی بیرون بود.
او رفته بود ! او فریاد زد : "
 " نه ، نه ، پیدایش می کنم ! "
او فریاد زد : " نه ، نه ، نه ، او رفته است " آن ها همگی رفته اند ! "
The با چندین حمله مواجه شده است . طالبان زمانی بیانیه ای را منتشر کردند که تضمین ایمنی این گروه را تضمین کرده بود ( که پس از گفتگوهای آرام دوباره برقرار شد ) . یکی از the حملات علیه the ، یکی از physiotherapists s ، یکی از اسپانیایی named Lorena پرز ، در طی یک جلسه درمانی توسط یک بیمار فلج اطفال که به صورت قاچاق اسلحه قاچاق کرده بود ، به ضرب گلوله کشته شد .
رئیس I.C.R.C. در افغانستان ، خوان - پدرو Schaerer ، در مراسم سالگرد روز چهارشنبه با حضور آقای قاهره در کنار او ، در حالی که سرش در خاطره ها و اندوه کاهش یافته بود به او ادای احترام کرد .
او گفت : " تقریبا ً همه ۷۵۰ نفر از کارکنان در هفت مرکز بازپروری بیماران سابق مبتلا به معلولیت هستند ."
ثبت نام برای مترجم شفاهی
برای بینش های اصلی ، تفسیر و بحث در مورد داستان های مهم خبری هفته ، از مقاله نویسان مکس فیشر و آماندا Taub عضو شوید .
امضا
advertisement
رویداد روز چهارشنبه در یک سالن ورزش برگزار شد که در آن حدود ۵۰۰ ورزش کار معلول هر روز ورزش می کنند .
یکی از این ورزش کاران ، بازیکن بسکتبال با صندلی چرخدار به نام محمد صابر ۲۸ ساله پس از ورود آقای قاهره به افغانستان به دنیا آمد . زمانی که آقای صابر ۳ ساله بود ، پسر عمویش در روستای خود در حومه کابل با مهمات منفجر نشده بازی می کرد و منفجر شد . این پسر پسر عمو ۸ ساله را کشت و برای آقای Saber جوان هزینه کرد .
آقای صابر به طور مبهم به خاطر می آورد که آقای قاهره اولین پاهای مصنوعی خود را زمانی که حدود ۵ سال داشت را به خاطر می آورد . بعد از یک دهه زندگی به عنوان پناهنده در پاکستان ، جایی که او رشد کرد اما فرصت پیدا نکرد عضو مصنوعی جدید پیدا کند ، آقای صابر به عنوان یک نوجوان به افغانستان بازگشت و یک جفت دیگر گرفت .
در حدود سال ۲۰۱۲ آقای صابر شنید که این مرکز ورزشی را در یک سالن ورزشی تازه تاسیس ارائه می کند . او با یکی از دوستانش رفت و به او ملحق شد . اکنون او بخشی از تیم ملی بسکتبال ملی افغانستان است و اخیرا ً از چندین کشور بازدید کرده است که اخیرا ً از یک تورنمنت در لبنان بازگشته است . او در مرکز بازپروری کار دارد و برای دو سال آموزش دیده است تا با قربانیان فلج اطفال کار کند .

 

 

منبع سایت سربازی

سربازی...

ما را در سایت سربازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 222 تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 21:41

صفحه بندی