همیشه یک گشتی دیگر بود .
در روز ۲۲ نوامبر ، تفنگداران در یک دسته دیگر مورد حمله قرار گرفتند و هنگامی که Platoon سوم برای کمک به آن ها رفت ، مورد حمله قرار گرفتند . بالگردهای حمله به کمک آن ها آمدند و طالبان را وادار به عقب نشینی کردند .
هنگامی که این شبیخون شکست خورد ، به گروه اول دستور داده شد که یک محوطه را که طالبان از آن اخراج شده بود، پاک سازی کنند . ساختمانی در داخل ساختمان با دو موشک Hellfire مورد اصابت قرار گرفته بود . گروه از یک کانال سرد و تا کمر باریک عبور کرده و در ورودی انبار شده بود. Siatta به نقطه اوج خود رسیده بود . آن ها نارنجکی را بر روی دیوار حیاط پرتاب کردند و بعد از آن داخل شدند . هنگامی که Siatta از دروازه گذشت ، بقایای یک افغانی را دید . دل و روده اش از لباس های آشفته بیرون آمده بود . شاید ۱۴ سال داشت .
معده اش باد کرده بود و intestense روی زمین ریخته بود و بدنش مملو از تکه های راکت شده بود . کار fucked بود . اما من در اولین اتاق سمت چپ ساختمان روشن شدم و اولین چیزی که دیدم یک پیرمرد بود که تقریبا ً به اندازه نیمی از بدنش خرد شده بود و پاهایش فقط با tishues از پوست آویزان شده بودند . اگه می خو ای بهش زنگ بزنی هنوز زنده بود . به نظر می رسید که در خون او خفه می شود و چند دقیقه بعد فوت کرد و بقیه اعضای خانواده که در آنجا زندگی می کردند توسط frag و debre زخمی شدند .
Siatta خانواده را تماشا می کرد - bereaved ، وحشت زده و پوشیده از گرد و غبار آلود . آن ها ناتوان بودند و نمی توانستند با آمریکایی هایی که در خانه شان ایستاده بودند ارتباط برقرار کنند .
پوشش داخلی دفتر روزنامه Siatta با تعداد روزهایی که در افغانستان گذرانده است .
اعتبار
دوین Yalkin برای نیویورک تایمز
تصویر
پوشش داخلی مجله Siatta با یک حساب روزها در Afghanistan.Cred itDevin Yalkin برای نیویورک تایمز ،
تفنگداران دریایی نیز اندوهگین بودند . سرجوخه Cpl. Nicholas ، از ابتدا Platoon ، از بالای سر تیر خورده و کشته شده بود ، شاید با شلیک گلوله از آن خانه . یک تفنگدار دیگر هم به پای او اصابت کرده بود . او گفت : " من فکر می کنم که همه متوجه شده اند که این کار فقط به محض رفتن ما به طالبان باز می گردد و او می تواند ببیند که برخی از تفنگداران دریایی او به سختی مشغول پردازش آن هستند . کشتار بی هدف ، این احساس که فداکاری های و خطرات آن ها به کمپینی مربوط می شد که موفق نمی شدند - همه آن ، Kurtz گفت : همه آن ها را اذیت می کند.
"Siatta " احساسات خود را در درون خود حفظ کرد ، اما این قسمت را بی پرده در مجله خود شرح داد : " پسر ما به این موضوع fuck ."
اندکی پس از آن ، در روز شکرگزاری ، نویسندگی او فانک را که از پله ها پایین می آمد ، گرفت .
امروز یک روز دیگر بدون تعطیلات خانوادگی ام است . فقط منظورم چیزی نیست . و واقعا ً از زمانی که پدرم تعطیلات را به آهستگی از بین می برد هر سال معنای آن ها را از دست می داد . من پشت یک مسلسل دستی متوسط نشسته ام و سعی می کنم روحیه تعطیلات را حس کنم ، فکر نمی کنم .
هنوز دو ماه از سفر او نگذشته بود که Siatta یک کودک ساده لوح در چمن زار نبود . سخت خشمگین شده بود و هم خشمگین و هم هشیارتر شده بود . نسبت به جنگ شک داشت . تفنگداران دریایی بیش ترین کار را انجام می دادند و گفته می شد که نیروهای افغان قصد دارند بر روی موفقیت خود بنا کنند . پس از تماشای سربازان افغانی که با او کار می کردند ، Siatta مطمئن بود که این کار نخواهد افتاد . هنگامی که او در چادرهای خود از آن ها بازدید کرد ، گفت : " آن ها در آنجا بر روی فرش خود خواهند بود و سیگار می کشند و مواد مخدر می کشند . من دوست دارم : " شماها fucking turds هستید . وقتی نیروهای دریایی به گشت زنی رسیدند بسیاری از افغان ها عقب ماندند .
منبع سایت سربازی
سربازی...ما را در سایت سربازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 209