پرز در حالی که به پایگاه خود برمی گشت ، از Siatta خواست که عکس او را توضیح دهد . او گفت : "
او گفت : " بله " .
پرز بعدا ً به خاطر می آورد : " او به من گفت که می خواهد احساس کند که می خواهد کسی را بکشد .
پرز خشمگین و نگران بود . او این حادثه را به Kurtz گزارش داد و شرکت شروع به تحقیق درباره Siatta کرد . Kurtz نیز مضطرب شده بود . او احساس ناراحتی می کرد . روستاییان در کنار دروازه جمع شده بودند و از هر اشتباهی که شرکت فاکس مرتکب شده بود شکایت می کردند . انتظار می رود که آن ها به زودی با یک جسم وارد شوند .
او به Siatta هشدار داد که با اتهاماتی مواجه خواهد شد و گفت : " ما خواهیم دید که این بازی چگونه برای شما انجام می شود ، جوانه . Kurtz تفنگش را برداشت و او را از patrols به حال تعلیق درآورد . نزدیک بود گریه کند. پرز از موقعیت ستوان حمایت کرد و گفت : " تفاوت بین تمایل به کشتن یک نفر و کشتن فرد درست وجود دارد .
سال ها بعد ، عکس یک نقطه مورد بحث باقی می ماند . او به من گفت : " این یکی از محرک های تنش زا بودن یک تیرانداز ماهر است . " او به من گفت : " شما باید آن تماس را بسازید . آن مرد خبر بدی بود . او گفت : " در همین مورد ، او گفت : " در همین مورد ، او دوباره شلیک خواهد کرد " و گفت : " شما می توانید زندگی buddies را نجات دهید . " او گفت : " اگر اجازه بدهید که تیم من به هر کسی که مشکوک است شلیک کند ، ما می توانستیم یک روستا را بکشیم ."
برای چند روز ، Platoon سوم بدون Siatta گشت می زدند . همه منتظر ماندند . به نظر نمی رسید که روستائیان به آنجا بیایند. گشت زنی در این ساختمان هیچ نشانی از زخمی شدن کسی پیدا نکرد . نه خون و نه bandages و نه accusations . یک جسد هرگز از جایش بلند نشد . پرز تفنگ Siatta را بازگرداند و او را دوباره به کار خود بازگرداند .
جنگ شدت گرفت ، همراه با نا امیدی . در یک ماموریت ، این گروه تلاش کردند تا یک فرمانده طالبان را در حدود شش مایل دورتر شکار کنند . مرد گریخت . Siatta پس از گوش دادن به سخنرانی " چرند" در مورد حتی با وجود اینکه ما هنوز هیچ چیزی پیدا نکردیم ، از کومو ، فرمانده شرکت ، که در مجله خود نوشت که " می خواهد او را به صورت سیلی بزند " نوشت ، دلخور شد .
تیم برای حدود ۶۰۰ یارد به جنوب رفت و چندین ساختمان را پاک سازی کرد. در یک نقطه شروع به تیراندازی از یک مجتمع کردند ، و چون Kurtz در حال سازماندهی یک حمله هوایی بود ، از شکاف دیوار ، زنی داخل آن را دید . او یک بچه در دست داشت . Kurtz معتقد بود که طالبان ممکن است او را به عنوان سپر انسانی تحت فشار قرار دهد . او از حمله هوایی خبر داد . بعضی از تفنگداران دریایی چند مرد غیر مسلح را که از ساختمانی فرار کرده بودند تماشا کردند و از آن ها خواستند که به آن ها شلیک کنند . Kurtz فکر می کرد که افراد فراری combatants بودند که سلاح های خود را از بین برده بودند . اما او گفت که او از این قوانین پیروی کرده است . او به جوخه دستور داد که شلیک نکنند . Kurtz گفت : "یک مبارزه دیوانه کننده ، تحت یک سیستم پر زرق و برق که طالبان می دانست چطور از آن سو استفاده کند ، سبک جنگی بود که می توانست کسانی را خشمگین کند که از آن پیروی می کردند " بسیاری از افراد تیم آن روز از من ناراحت بودند .
Siatta سرش را تکان داد .
پرز متعجب شد . اما آن ها در وسط یک درگیری مسلحانه بودند و تفنگداران در یک زمین میخکوب شده بودند و او دریافت که Siatta می تواند به طور غیر عمد آن مرد را هدف قرار دهد . تصمیم گرفت منتظر بماند تا با او روبرو شود.
منبع سایت سربازی
سربازی...ما را در سایت سربازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 217