سربازی

خرید بک لینک

Siatta چشم خود را به مرد دوخته بود . او سلاحی ندید ، رادیو یا تلفن همراه . اما او بدگمان بود . پرز به او گفت که یک تیر هشدار شلیک کند و مرد را فراری دهد " او به من گفت : " من به Siatta گفتم که زیر آن مرد عکس بگیرم ."
Siatta شلیک کرد . مرد از حال رفت . پرز M۴ را پایین آورد و به " Siatta " نگاه کرد . او پرسید
در حالی که او منتظر بود، زمان جدایی بین خانه مادرش و خانه Volk را تقسیم می کرد و از ازدواج حرف می زد . آراگون می دانست که او کجا بوده است و چه کاری انجام داده و او همه چیز را پذیرفته است . Siatta اظهار داشت : " آشنایی با او بسیار طاقت فرسا بود و ما بیشتر این کار را انجام دادیم ."
یک روز صبح پس از ملاقات با افسر بازپروری او ، Siatta در زیرزمین خانه مادرش قرار داشت و به یک کیف سنگین برخورد کرد . در طبقه بالا در طبقه بالا عکس هایی از زندگی او دیده می شد ، از جمله یک روز قبل از رفتن به خانه برای تفنگداران ، زمانی که جذب کننده او برای خانواده یک کیک آورده بود . او یک کودک خجالتی با جوش های صورت و بازوهای عضلانی بود و می توانست قبل از رسیدن به اردوگاه به ۲۸ نفر برسد . حالا دیگر خیلی پیرتر به نظر نمی رسید ، در زیرزمین کار می کرد و کیف دار آویخته را کار می کرد . او دست هایش را با نوار پیچیده بود . پاهایش و پاهایش برهنه بودند . عرق بر شانه هایش نشسته بود. هوا صدای ضربه هر ضربه را به همراه داشت و پس از آن وقفه ایجاد شد. او به طور پیوسته در حال ضربه زدن به کیف بود ، در حالی که در تلاش برای ایجاد تحمل رنج و شدیدتر کردن مشت ها در دستان خود مقاومت می کرد ، او گفت : " شما نمی خواهید دست تان را روی صورت کسی بشکنید .
Siatta در حال آموزش برای ایجاد یک کارت مبارزه با هنرهای رزمی آماتور و شکست در صحنه مبارزه با club غرب میانه بود . مبارزه او شامل مشاجره با یک دوست پلیس بود . او تا به حال فقط یک مشکل داشت . کنترل کامل بازوی چپش را نداشت . زخم چاقو که به نظر می رسید باعث آسیب عصبی شده بود . او کیف را با دست چپ خود زد و داد زد: " به نظر می رسد که هماهنگی چشم - چشم ، تقریبا ً مانند سیستم هدف گیری من قطع شده است ."
Siatta در زیرزمین خانه his در الماس ، Ill کار می کرد .
اعتبار
دوین Yalkin برای نیویورک تایمز
تصویر
Siatta در زیرزمین خانه mother's در الماس ، Ill.Cred itDevin برای نیویورک تایمز کار می کرد .
از او پرسیدم که آیا وارد کردن حلقه با یک بازوی خوب برای تبادل آتش با یک مبارز آموزش دیده ، بیشتر از آن چیزی که ممکن است نیاز داشته باشد، به خصوص در نظر گرفتن حلقه های ظریف پلاتین در گردنش که ممکن است جابجا شود . از این سوال خسته به نظر می رسید . او گفت : " اگر آرزویم این بود که وکیل یا پزشک شوم ، چیزی که از نظر اجتماعی قابل قبول بود ، پس همه خوشحال می شوند .
او گفت : "مردم به او هشدار می دهند که او می خواهد آسیب ببیند ، و " من دوست دارم ، " خوب ، آن مبارزه است ، پس این تقریبا ً قطعی است " او امیدوار بود پول کافی برای پرداخت صورتحساب بیمارستان به دست آورد . در حالی که دست هایش زق زق می کرد ، سیستم هدف گیری سمت چپ او کاملا ً درست نبود ، سام Siatta به کیسه ضربه زد .
او گفت : " عشق . "
آه خدای من ! او جیغ کشید . او به قفسه آشپزخانه و بعد به زمین افتاد ، جایی که او جمع و جور شده بود و گریه می کرد. از طریق تلفن می توانست صدای Siatta را بشنود . او هم گریه می کرد .
روز بعد ، در یک کافی شاپ با هم آشنا شدم . همه از تغییر ناگهانی وضعیت در موقعیت شگفت زده شدند . سوالی وجود داشت مبنی بر اینکه چرا اتاق های بازرگانی دقیقا ً قطعنامه ای را مطرح کردند که دفتر او برای مدت دو سال مقاومت کرده بود ؟

 

 

منبع سایت سربازی

سربازی...

ما را در سایت سربازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 238 تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 17:41

صفحه بندی