روز ۳۴ دقیقه
این ورودی هیچ ارتباطی با wat من در افغانستان ندارد ، اما همین الان در ذهنم بوده است . من این را قهوه و خاطرات وارد می کنم .
وقتی پسر کوچکی بودم که بیش از ۴ سال نداشتم . در حدود ساعت ۵ صبح از خواب بیدار می شدم تا به پدرم نگاه کنم که برای کار آماده می شد . صورتش را اصلاح می کرد ، دندان هایش را مسواک می زد و تو هم مثل همیشه . ولی وقتی کارش تمام شد ، می توانست روزنامه را بگیرد و قهوه اش را بنوشد . او اجازه می داد من قهوه او را بنوشم ولی این فقط من و او خواهد بود . حالا من واقعا ً پدرم را خوب نمی شناختم چون وقتی خیلی جوان بودم مرد، اما خاطراتی که از او داشتم ، نوشیدن قهوه است که او را در ذهنم زنده نگه می دارد .
حالا چیزی که باعث شد به یاد خاطرات thoughs از پدرم باشم ، اینجا در افغانستان بود که ما بسیاری از پست ها و بسیاری از آن ها را تحمل می کردیم ، بنابراین معمولا ً خیلی خسته بودند و ما مقدار زیادی قهوه می خوردیم . تا به حال به پدرم فکر می کنم ، بنابراین به فکر افتادم که abit را ترک کنم . و اگر بچه داشته باشم ، وقتی برای کار آماده باشم ، از آن ها می خواهم که قهوه من را بخورند .
Volk نامه هایی به او نوشت و آن ها را به کشتی خود پست کرد . در ابتدا Siatta پاسخ داد . اما زندگی به عنوان یک تفنگدار دریایی بر روی کشتی ، با فضای تنگ claustrophobic و روتین یکنواخت آن ، کرخ کننده ذهن بود . همان طور که زمان دریا ادامه داشت ، او خودش را تعطیل کرد . دیگر به نامه هایش پاسخ نداد .
جنگ در لیبی مستلزم این نبود که او به ساحل برود . او به من گفت : " کشتی ها از اروپا دیدن کردند ، جایی که Siatta و دوستانش زمان استراحت داده بودند ، مقدار زیادی از آن ها را صرف نوشیدن کردند " . هر وقت که وقت آزاد داشتیم ، همه ما روشن شدیم . در فوریه ۲۰۱۲ ، این گردان به کمپ Lejeune بازگشت . زمان او در سپاه به زودی فرا رسید . او بدون تعارف خدمات را ترک کرد و با یک شورلت ، که پول جنگی اش را خرید، به سوی ایلینویز رفت . نگفت که برگشته است . شروع به دوستی با یک مرد دیگر کرد .
Siatta از قبل به دنبال یک زندگی آرام تر بود . خانواده او متوجه عصبانیت او ، کناره گیری اجتماعی او و آنچه که اکنون به عنوان اعتیاد به الکل شناخته می شوند ، شد . او در حالی که از مادرش برای خوش آمد گویی به یک پیام در یکی از مک دونالد محلی استفاده می کرد ، به او گفت : " من نمی خواهم کسی به من نگاه کند . به نظر می رسید که می خواهد گمنام بماند و از بحث درباره جنگ اجتناب کند . او در دادگاه خود شهادت داد : " او نمی خواست کسی بگوید که او آنجا بوده است . " او نمی خواست کسی بگوید : " از خدمت شما متشکرم ." او چیزی نمی خواست . می خواست تنها بماند ."
Siatta بیش از یک سال را در خانه مادرش گذراند . او با Volk تماس نگرفت و فرض کرد که او به راه خود ادامه داده است . ماه ها ، او بی حال بود . چگونه وقت خود را صرف این کار کردید ؟ Siatta پاسخ داد : " یکی از وکلای او در دادگاه پرسیده شد : " من نگفتم که احتمالا ً در اتاق من نشسته ، هیچ چیز " . او در کنار در اتاقش استراحت می کرد و در طول شب گوش می داد و گفت : " من قبلا ً صدای او را شنیدم که به دیوار می زد .
به عنوان یک نوجوان Siatta چمن لری Stonitsch ، یک تفنگدار دریایی سابق که صاحب سیستم لوله کشی Rovanco ، یک تولیدکننده لوله insulated در Joliet بود ، را قطع کرده بود . اکنون Stonitsch به او پیشنهاد کار در کارخانه را داد . Siatta قابل اعتماد و ساکت بود و در مورد خدمات جنگی او حرف نمی زد . او به من گفت : " من مردی داشتم که در نبرد the بود و هرگز درست بعد از آن چه که دیده و انجام داد ، درست نبود . بنابراین من برای این کار همدلی دارم ."
بیرون از Rovanco ، Siatta به سختی کار می کرد . او دنیای اجتماعی خود را تا به حال کوچک تر کرده بود تا گردهمایی های خانوادگی را نادیده بگیرد . در سال ۲۰۱۳ ، قانع شد که پسرش stagnated بوده است و Maureen پیشنهاد کرد که کالج را در نظر بگیرد . او به او گفت : " اینجا جایی است که احساس گناه من به اینجا می آید ، زیرا من همان کسی هستم که او را در رفتن به مدرسه با او صحبت کردم ، اگر می دانستیم که او به خدمات نیاز دارد ، و او تحت درمان قرار خواهد گرفت ."
منبع سایت سربازی
سربازی...ما را در سایت سربازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 214