Siatta گفت : " من خوبم . " او به طرف محوطه رفت و از کنار ماشین های محافظ گذشت و چهره ای بی حالت داشت. در ماشین ، او آرام بود . Siatta گفت : " او یک cheeseburger خورد ، همانطور که تیلور سعی داشت توضیح دهد که چه اتفاقی افتاده است " من هیچ نظری نداشتم .
او گفت : " ما او را داریم . مارین اوراق قرضه خود را در بلومینگتون پست کرده بود و در راه رسیدن به آن ها بود . Siatta گوشی را گرفت : " هی ، مامان ، چطوری ؟ خوبم . چی ؟ بله ، بله . شماها در کجا منزل دارید ؟ یک ساعت و ده دقیقه دورتر . من قبلا ً Shawnee رو دیده بودی . این خیلی خوب نیست . آ ره . آ ره . من هم همین طور ."
گوشی را گذاشت . پشت فرمان ، تیلور یک کیسه توتون در پشت لب پایینش داشت . در زندان جز تنباکو وجود نداشت . تو ، اه ، تو آن کپنهاگ را نیشگون نمی گرفت ، مگر نه ؟ " Siatta " پرسید .
تیلر همان چیزی را که داشت به اشتراک گذاشت و برای خرید قوطی دیگری به فروشگاه راحتی رفت . از Siatta خواست در ماشین بماند . او چنان سریع از زندان آزاد شده بود که به احتمال زیاد به خاطر یک فراری اشتباه کرده بود .
در متل در کنار بزرگراه تیلور یک ساک را باز کرد ، یک پیراهن ورزشی پیدا کرد و آن را به طرف او پرتاب کرد. اکنون به آن مرد آزاد شباهت داشت . او به طرف پیشخوان متل رفت ، یک فنجان بلند درست کرد و با پشت به دیوار سرسرای ورودی نشست و به ورودی نگاه کرد . برای یک ساعت ، او بین لابی و اتاق تیلور قدم زد ، تا آنجا که مورین به خود نشان داد . او و پسرش آهسته به سوی هم حرکت کردند و ساکت و تقریبا ً بی حرکت در آغوش کشیدند .
Siatta و مادرش ، مورین ، در یک متل در ماریون ، Ill . بعد از آزادی او .
اعتبار
دوین Yalkin برای نیویورک تایمز
تصویر
Siatta و مادرش ، مورین ، در یک متل در ماریون ، Ill . بعد از آن که his itDevin برای نیویورک تایمز نوشت ،
هنگامی که او را رها کرد ، او تیلور را با بی اعتقادی نزدیک مخاطب قرار داد و گفت : " متشکرم ، " او به آرامی و به آرامی گفت : " متشکرم . "
Siatta تلفنش را قرض گرفت . تلفن کرده بود.
اشلی Volk در آشپزخانه خود در شیکاگو بود . او در قبرستان به سمت بار کار می کرد . او می دانست که وینتر در تلاش برای خروج از منزل بوده است ، اما چیزی در مورد پیشنهاد مجلس نمی داند ، یا اینکه این خبر حتمی است . او تعداد مورین را دید و پاسخ داد .
صدای Siatta در انتهای دیگر بود .
چمبرز یک سیستم قضایی جنایی را توصیف کرد که شبیه به یک آسیاب بیش از حد کار بود . او گفت که دفتر وی در سال تقریبا ً به ۵، ۰۰۰ مورد رسیدگی می کند و برای او امکان ندارد که هر یک از آن ها را از نزدیک دنبال کند ، و مطالب مورد نظر را کم تر بخواند . او گفت که در پرونده Siatta ، این ژورنال که سابقه رزمی او را روشن کرده بود ، در طول مرحله درخواست مذاکره در دسترس نبود . آن را درست قبل از محاکمه نشان داد .
پس از اولین بار در بهار ، او پرونده را مرور کرد و مجله را پیدا کرد . او گفت : " زمانی که او خواندن را انجام داد ، او متعجب نشد و گفت : " شما یک کودک ۱۹ ساله می گیرید و آن ها را در این وضعیت فوق العاده قرار می دهید که در آن از آن ها خواسته می شود کارهایی انجام دهند - که بر خلاف ارزش هایی هستند که آن ها در حال رشد هستند " و می گوید : " موفق باشید ."
از نقطه نظر او ، اتاقه ای بازرگانی گفتند که معامله در این آثار در واقع یک تغییر بزرگ نبوده است . او گفت : " از دیدگاه عملی ، این یک تغییر بزرگ است ." وی گفت : " از دیدگاه عملی ، این یک تغییر بزرگ است ." از دیدگاه قانونی ، این یک تغییر بزرگ است ."
مادر Siatta ، مارین ، در محله خود در الماس ، Ill . با Siatta در پس زمینه .
اعتبار
دوین Yalkin برای نیویورک تایمز
منبع سایت سربازی
سربازی...ما را در سایت سربازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 196