سربازی

خرید بک لینک

پس از عقب نشینی نیروهای انگلیسی و تفنگداران آمریکایی از هلمند , علاقه به استان هلمند و در افغانستان گسترده تر شد . در کابل دفاتر خبری در کابل کم و بیش بسته شد و بدون داستان آمریکایی و اروپایی در خطوط مقدم , میل رسانه های خبری کاهش یافت . برای تعداد انگشت شماری از خبرنگاران خارجی که به پوشش هلمند ادامه می دادند ( و شمار آن ها عملا ً در یک دست شمارش می شد ) , این استان لبریز از داستان هایی از یک تلاش بین المللی بود که منحرف شده بود و توسط افرادی که برای مقابله با این پیامدها رها شده بودند , بازگو شد .
کارکنان هتل در اتاق غذاخوری .
اعتبار
اندرو مک گری
تصویر
کارکنان هتل ماریوت در اتاق غذاخوری ,
شرایط کاملا ً نامطمئن اقتصاد محلی را خفه کرد . صنعت تریاک در حال شکوفایی بود , اما سود چند میلیون دلاری آن به صندوق جنگ طالبان و متحدان کارتل آن ها رفته بود. این هتل همراه با پارک سرگرمی در حال تخریب و ماشین پنبه پاک کنی , از غفلت رنج می برد . با قطع برق در لشکرگاه , پول از تعداد کم مهمانان مستقیما ً به ژنراتورهای دیزلی هتل ریخته می شد . استخر شنا پر شد و هرگز پر نشد ; پلیس بی حوصله از آن به عنوان یک گام کریکت استفاده کرد . سقف ها و دیوارها از مرطوب و ترک در بخاری گرم شده بودند . و آشپز وارد یک برنامه خسته شد : تخم مرغ آب پز و نان برای صبحانه , بامیه و نان برشته .
تا زمانی که برای اولین بار به هلمند سفر کردم , نیروهای عملیات ویژه به پایگاه های نظامی شدیدا ً محافظت شده عقب نشینی کرده بودند و در طی سال ها هیچ وقت ندیده بودند . روزنامه نگاران به شدت نادر بودند . در واقع , یکی از آن ها به احتمال زیاد , برای به اشتراک گذاشتن شام با فرمانداران مناطق تبعید شده از مقره ای طالبان مانند موسی قلعه و خاکریز , بسیار بیشتر بود . شورشیان به تدریج نزدیک تر و نزدیک تر به لشکرگاه بودند . هر بار که برگشتم , دهکده های خط مقدم که قبلا ً از آن ها بازدید کرده بودم - و نیروهای دولتی که تلاش می کردند آن ها را نگه دارند , توسط شورشیان مورد تاخت و تاز قرار گرفته بودند . طالبان تا ماه سپتامبر در دروازه های شهر قرار داشت . آن ها تقریبا ً تمام هلمند را تحت کنترل داشتند که تقریبا ً یک مایل از هتل فاصله داشت . ساکنان هر طور که می توانستند می رفتند . طالبان دائما ً در شب به خانه والی شلیک می کردند . تجارت دوباره تحلیل شد . جان محمد , عضو سابق کارکنان دولت , ماه ها در مهمان دیگری بررسی نخواهد کرد .
در آخرین شب اقامت من در ایوان , در برابر تاریکی روی پشت بام هتل دو بطری آبجو نوشیدم و با یک روزنامه نگار دیگر وارد کابل شدم . آن ها را در یخچال تنها یخچالی گذاشتم . پاهای ما بالای لبه در تاریکی اویزان بود . آن شب , تنها ستاره ها آسمان را جلا دادند و پایین , رودخانه هلمند بی صدا جاری شد .
در طول تابستان , دمای روزانه در لشکرگاه اغلب به درجات مختلفی می رسد . آسمان سفید می شود , انگار که توسط خورشید محو شده باشد, و ساعت ها در دو طرف وقت صرف نهار , خیابان اصلی خالی است . خبرنگاران بازدید کننده می توانند در تعداد انگشت شماری از اتاق های تاریک و مانند خانه که از رودخانه و آفتاب سوزان بعد از ظهر رو به رو هستند , فرصتی بیابند . با این حال برای یک دوره در اواخر دهه ۹۰ مهمانان به مهمانان گفتند که اتاق اشغال شده . بلافاصله مشخص نبود که ساکنان آن چه کسانی بودند . آن ها گاه به گاه پدیدار می شدند : یک دوجین مرد درشت و ریشو که از مردان جوان هیپ در کابل و عینک های آفتابی استفاده می کردند . طبق گفته دو روزنامه نگار که گاهی آن ها را دیده بودند , آن ها نیروهای عملیات ویژه آمریکایی بودند .

 

 

منبع سایت سربازی

سربازی...

ما را در سایت سربازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 191 تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 17:50

صفحه بندی