سربازی

خرید بک لینک

تروریست کجاست ؟ فلیکس گفت : " او به قفسه Bourmeche نزدیک شد و گفت: " شما یک تروریست هستید ؟ "
" " " نه ، آقا ! "
 " تو یک مسلمان هستی ؟ "
" " " " "بله ، آقا ! " " " "
 " توجه ! "
Bourmeche از جا پرید .
" ستون سمت چپ ! فلیکس و یکی دیگر از دره اسماعیل خان او را به اتاق حمام بردند ، جایی که بعدها Bourmeche به بازپرسان گفت ، مربیان حفاری در آب چرخیدند و او را وادار کردند که دراز بکشد ، زانوهای بلند و نشست و نشست . بعد ، وقتی که کاملا ً خیس شد ، او را به اتاق رختشوی خانه راه دادند .
advertisement
" " " شش پا ، ۱۵۷ پوندی خود را تا کرد و به ملکه سرعت تبدیل کرد . فلیکس گفت که نیروهای دریایی " راهی برای علف های هرز کردن جاسوس ها " دارند و ادامه داد : " من می خواهم بفهمم که تو واقعا ً چه کسی هستی " و سپس در را بست .
تو برای چی کار می کنی ؟ فلیکس فریاد زد : "
" " " "هیچ کس ، آقا ! " " " "Bourmeche " پاسخ داد : " " "
فیل کس نیم دقیقه ای خشک کن را تمام کرد و آن را باز کرد .
دین تو چیه ؟ "
" " " اسلام ، قربان ! "
ویور و بقیه ، که از بس ترهای خود بیرون آمده بودند ، دستور دادند که از بس ترهای خود خارج شوند . صدای ضربه Bourmeche را شنیدند که به پایین خشک کن برخورد کرد و گفت: " تو اولین فرصت هستی که به ما برسی ، این تو نیستی ، تروریست ؟ نقشه تو چیه ؟ "
درون خشک کن ، Bourmeche شروع به گریه کرد . گردنش و شانه اش سوزانده شد .
فیل کس در را باز کرد و گفت: " آیا هنوز یک مسلمان هستی ؟ "
" " " " "بله ، آقا ! " " " "
نیم ساعت بعد تمام شد . Bourmeche ، مرطوب و لرزان ، گفته شد که به طرف خلیج عقب نشینی کند . او گفت : " وقتی که او کنار تختش ایستاده بود ، یک دره اسماعیل خان به او نزدیک شد و گفت : " این تقریبا ً effed است - کاری که آن ها در آنجا انجام دادند . " Bourmeche با این حال موافق بود و گفت: " با این حال ، شما قصد ندارید یک مربی ارشد در این باره بگویید . "
Bourmeche پاسخ داد : " نه ، آقا . "
شب بعد دوباره اتفاق افتاد . فیل کس به Bourmeche گفت که کمربند رزمی خود را به او بدهد . او بند کفشش را بست ، بعد کمربند را بست ، آن را دور گردن Bourmeche پیچید و آن را محکم به کمرش زد و آن را محکم کرد " " تو یک تروریست هستی ؟ " فیل کس انتهای تسمه را مثل افسار به دست گرفته بود. او مانند یک سگ به راه افتاد و گفت : " آیا تو جاسوس هستی ؟ "
Bourmeche ، با درد ، شروع به جیغ زدن کرد : " نه ، آقا ! "
 " الله اکبر "
الله اکبر ! "
در حالی که بقیه of به او نگاه می کردند ، فیل کس میله s را در انگشتان Bourmeche له کرد . سپس قلم مو را به دست او داد و گفت : " به ما نشان بده که تو یک تروریست هستی " .
Bourmeche چندین بار با قلم مو به گردنش اصابت کرد . فلیکس ظاهرا ً خشنود به نظر می رسید و می گفت : " این گونه است که طالبان این کار را می کنند .
یکی دیگر از دره اسماعیل خان سرش را تکان داد و گفت : " ما اجازه داده ایم که یک تروریست کامل به سپاه بپیوندد ." بعد از آن هیچ کس سخنی نگفت . چیزی که در جزیره Parris اتفاق می افتد در جزیره Parris - که همه پیام ها را از طریق اردوگاه راه اندازی کرده است .
یک کارمند در طول یک صبح زود به نام itRobert کلارک برای نیویورک تایمز
ویور ، که یکی از the سربازان ارتش بود ، تکان خورده بود . وی با نگرانی گفت : " در طی یک پیک نیک خانوادگی ، درست قبل از فارغ التحصیلی ، او به پدر و مادرش گفت که " کاره ای احمقانه " در طی آموزش اتفاق افتاد و بعد از اینکه ما از جزیره خارج شدیم ، می توانیم در مورد آن صحبت کنیم .
در چند ماه بعد ، ویور سعی کرد چیزی را که تجربه کرده بود به عقب براند ، اما همیشه آنجا بود . او معتقد بود که تفنگداران دریایی یک سازمان اخلاقی هستند . بعد یک دره اسماعیل خان سرش را به دیوار کوبیده و به هیچ دلیلی سرش را به دیوار می کوبید . و دیگری ، پس از آنکه از او سوال کرد که آیا مسیحی مومنی است ، او را سرزنش می کند : " " لعنتی ، این سقوط ، ویور ، و سپس در آخرین مرحله آموزش در Pensacola ، Fla . او دچار شکستگی شد و با افکار خودکشی در بیمارستان بستری شد .

 

 

منبع سایت سربازی

سربازی...

ما را در سایت سربازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 214 تاريخ: جمعه 19 بهمن 1397 ساعت: 2:00

صفحه بندی