سال بعد , در حالی که تنها چند ماه بر سر کار فعال باقی مانده بود و هیچ ترفیع در چشم نمی خورد , " نیزه پایانه " را با نام خودش آغاز کرد . او یک گوشی هوشمند , یک وب سایت و یک سوژه داشت : نیروی دریایی ناراضی که تقریبا ً هیچ صدایی نداشتند . او آن را درست کرد .
او گفت : " آن ها اساسا ً یک هیولا ساختند . " " من نمی دانم که آیا آن ها از ارتقای من متاسف هستند یا خیر. "
تبلیغات
" لنس وکیل به او گفت که از نام واقعی استفاده نکند .
پس از ترک سپاه , او در دانشکده هنرهای کالیفرنیا به نام بیل بو ثبت نام کرده بود. او بخشی از شبکه رو به رشد نیروهای دریایی است که با مشکلاتی که آن ها را به ستوه آورده است . دو تن از اعضای شرکت پیاده نظام سابق او خودکشی کردند .
تمام این " لانس ترمینال " . کارکنان , کوین تی . هافمن , یک تفنگدار دریایی مستقر در اردوگاه , در حالی که سرجوخه در حال بهبودی در بیمارستانی بود که از زخم های ناشی از انفجار بمب در افغانستان رنج می برد , کشیده شد .
او آن را واقعی می دانست . او گفت که این نوار به گوش او می رسد , زیرا " باعث شد فکر کنم و سربازخانه ها و دوستانم را از دست بدهم . او حتی به عنوان یک سرپرست خود آن را می خواند . گروهبان هافمن, گروهبان ستاد , گفت : " او می توانست به این دلیل که تجربیاتش بدون زمان هستند , رئیس باشند . "
در طول سال ها این نوار برای تمرکز بر روی تجربیات دو شخصیت اصلی , آبه و گارسیا , که به طرق مختلف به روز تولد نسل هزاره جدید در ویلی و جو معروف هستند , می پردازد .
گارسیا دوست داشتنی و معقول است , یک تفنگدار دریایی که " احمقانه , اهانت و سرکشی " را می پذیرد . ایب معمولا ً خودخواه است و آخر هفته مشتاق است . او به دنیا می آید نه برای مبارزه , بلکه شکایت دارد و حتی مطمئن نیست که چرا داوطلب شده است .
اما این اثر بخشی از زمان کوتاه و اغلب یک طرفه است . در " خر سفید " , رمان گرافیکی وی از شخصیت ها استفاده کرد تا به موضوعات جدی تری بپردازند , با خشونت در مرکز اهداف پیاده نظام مقابله کنند و دیدگاه ترسناکی از تفنگداران دریایی را به جنگ نشان دهند .
تبلیغات
در طول اشغال عراق , این صحنه شامل صحنه ای می شود که یک افسر پلیس عراقی در کنار ایب و گارسیا در حال صحبت کردن و کشیدن سیگار ایستاده است . ایب کلافه می شود . خشونت کاهش یافته است . او اقدام کمی دیده است - به جز یک غیر مسلح غیر مسلح که او با یک بمب گذار انتحاری اشتباه گرفته بود. او عراق را زشت می بیند . او اقرار می کند که از این مکان متنفر است .
افسر عراقی با آشکار کردن زبان انگلیسی صحبت می کند و همه چیز را درک می کند . آیا برای کشتن کسی بهتر است ? می پرسد " " شما برای کشتن افرادی مانند من اینجا آمده اید , بله ? چرا الان منو نکشتی . "
وی تنفر از سفر اشغالگر را ندارد . او می گوید : " من در چند سال گذشته بسیاری از انواع شما را ملاقات کرده ام , به اینجا آمدم تا به فتح شخصی برسم , اما هرگز به این فکر نمی کنید که چقدر گستاخ هستید . " " شما به دنبال روشن گری به قیمت مردم من هستید . "
برای مثال , کسی که ایب را به صورت بخشی از خود کوچکش مدلسازی کرد , این صحنه هم خودی است و هم نشانه ای از چشم انداز . این چالش برای خوانندگان اصلی او نیز یک چالش است , همانطور که اظهارات اتفاقی او در رسانه های اجتماعی شخصی است که برای همجنس گرایان در ارتش , زنان در سپاه و کنترل اسلحه برپا شده است .
منبع سایت سربازی
سربازی...ما را در سایت سربازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 260