سربازی

خرید بک لینک

کارکنان , برایان سی . فرمانده عملیات ویژه ارتش لیبی
سال ها بعد , او به خود گویش محلی مبهمی یاد داد تا بتواند با مردم ارتباط برقرار کند . او همچنین فرانسه و عربی صحبت می کرد .
هنگامی که گروهبان به لک از دست دادن یک شطرنج نادر رنج می برد , اوضاع را تحلیل کرد .
یکی از پیروزی های بیشمار او در سال آخر دبیرستان بود , زمانی که او برنده جایزه سوم دبیرستان واشنگتن شد .
کادر ۱ . * فرماندهی عملیات ویژه ارتش رایت
گروهبان رایت در شهر روستایی بابا نوئل بزرگ شد . و شهرهای اطراف آن . خیابان ها نام هایی مانند رود لف و رانندگی دسامبر دارند . در کریسمس او بابا نوئل را برای خانواده اش بازی کرد .
او که بزرگ شده بود , همیشه سعی می کرد جلوی برادرش را بگیرد . پدر آن ها به خاطر می آورد : " وقتی پسرها هر دو بازی فوتبال را انجام می دادند , او درخواست می کرد که < number > ۱ < / number > " < number > ۲ < / number > " < number > ۲ < / number > " < number > ۲ < / number > - < number > ۱ < / number > .
او یک ستاره طبیعی نبود , اما با اصرار پدرش , او یک رقیب سرسخت بود و زمانی که یک ساله بود در صف مقدم بود , سالی که بولداگ رقبای خود را شکست داد.
برایان فیتزجرالد که مربیگری گروهبان رایت را برعهده داشت , گفت : " او برای رسیدن به جنگ هر روز بیرون آمد . "
او در دانشگاه جنوب گرجستان به عنوان یک رشته مهندسی مکانیک شرکت کرد . اما او به خانه آمد و روی جوی ها کار کرد و زندگی را پیدا کرد . او به دوستش التون باس گفت که می خواهد به یک واحد نیروهای ویژه بپیوندد .
باس به خاطر می آورد : " او نمی خواست کسی باشد . " او می خواست چیز خاصی باشد . "
او تصمیم گرفت در ارتش نام نویسی کند . و در قلعه براگ برای پنهان کردن ترس کمک می کرد . اما او یک ویدئو از یک پرش برایش فرستاد . حدود سی و پنج ثانیه بعد , او دوربین را روی خودش برگرداند : " و اینکه چگونه از یک هواپیما بیرون بپرید " . "
پدر گروهبان رایت , آرنولد , سربازی بود و مادرش تری نیز در ارتش بود . (رایت رایت ) علاوه بر خانه اش , به عنوان مقبره ای برای پسرش ساخته شد . برای نیویورک تایمز
برای نیویورک تایمز
الین , مادربزرگش , به خاطر می آورد : " قبل از اینکه تابستان گذشته برای نیجر برود , گروهبان رایت دست مادربزرگش را گرفت و به او گفت : " این دختر من است , مادربزرگ . "
چند روز قبل از وقوع این حمله , گروهبان برادر بزرگش رایت , مادر بزرگش نامیده شد . او این درخواست را از دست داد , بنابراین پیامی گذاشت .
ده روز بعد , دو سرباز در حوالی نیمه شب به خانه بازگشتند . به محض دیدن آن ها فهمید .
او هنوز پیامی دارد که نوه اش در روز تولدش باقی گذاشته است .
او گفت : " من خوشحال بودم که دلم برای آن تنگ شده بود چون او یک پست صوتی به من داد که بتوانم بارها و بارها بازی کنم . " او گفت : " مادربزرگ من شما را دوست دارم "
داستین رایت به خانه می آید . ارتش این عکس از گروهبان رایت را آزاد کرد . آرون جی . 1 .
یک خانواده نظامی
خانواده رایت به خوبی از نحوه کار ارتش آگاه است . او می تواند اصل و نسب خود را در نیروهای مسلح به جنگ سالاران ببرد . پدر گروهبان رایت , آرنولد , سربازی بود و مادرش تری نیز در ارتش بود .
اما در خانواده ای از مردان و زنان نظامی , گروهبان رایت تنها کسی بود که آن را به خانه نیاورد .
ویدئو : چه سربازی در نیجر کشته شد
اکنون یکی از برادران بزرگ تر برادران رایت که در ارتش خدمت کرده و به افغانستان فرستاده شد , در نظر دارد دوباره به ارتش بپیوندد . این فکر پدرشان را آزار می دهد .
او گفت : " ما حقوق خود را پرداخت کرده ایم . "

 

 

منبع سایت سربازی

سربازی...

ما را در سایت سربازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 264 تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 5:22

صفحه بندی