سربازی

خرید بک لینک

از زمانی که جنگ علیه دولت عراق و عراق در سال ۲۰۱۴ شروع شد ، یک شهروند عادی در عراق یا سوریه یک پرداخت تخفیف برای یک مرگ غیر نظامی دریافت نکرده است .
این کشور به مایل ها و مایل ها از صحرای بی آب و علف راه پیدا کرده بود. بسیم بخوبی قادر به تشخیص شهرهای کوچک سوریه نبودند ، اما از رسیدن Raqqa ، پایتخت خلیفه ، آگاه بودند و توسط تیمی از عابران پیاده شده و به وسیله نقلیه دیگر منتقل می شدند . به زودی یک راننده جدید در امتداد زمین های تاریک از گندم و پنبه در جاده های باریک و مقاوم در حال حمله قرار گرفت . گاهی درد کمرش غیرقابل تحمل بود . آن ها توقف کردند تا شب را بگذرانند ، اما نمی دانست کجا . هنگام طلوع آفتاب دوباره راه افتادند . پس از مدتی ، راننده زیر صندلی خود رسید و یک بسته سیگار را که در خلافت ممنوع شده بود ، تولید کرد . بسیم به وحشت افتاد ، اما راننده شروع به خندیدن کرد و گفت : " ما اکنون در قلمرو ارتش آزاد سوریه هستیم ."
طولی نکشید که ترافیک کندتر شد و آن ها در خیابان ها شلوغ و مملو از پناهندگان و کودکان بی خانمان و شورشیان سوری بودند . بسیم روی صندلی چرخدار در طول مرز هل داده شد . پسر او که در کنار یک آمبولانس ایستاده بود ، منتظر ایستاده بود . یحیی گریه کرد و خم شد تا پدرش را ببوسد . یک سال بود که یکدیگر را ندیده بودند .
بسیم دو ماه بعد را در بستری در بیمارستان ویژه Orthopedic در آدانا در ترکیه گذراند . در ساعات طولانی بین عملیات ، زمانی که درد و درد در لحظات روشن به دست آمد ، سعی کرد از نشخوار کردن بر روی از دست دادن او اجتناب کند . او از نگاه کردن به عکس های خانه اش امتناع کرد ، اما گاهی در ابتدا ، و بعد از آن، او کاره ای خود و Mayada را در روزها و هفته ها قبل از حمله شروع کرد و در جستجوی یک توضیح بود . چرا خانواده اش هدف قرار گرفتند ؟ برخی از دوستان فرض کردند که کاروان شام ISIS در همان نزدیکی بوده است ، اما این ویدئو هیچ حرکتی در اطراف آن نشان نداد . او به خاطر می آورد : " این خانه من است ، و این خانه Mohaad است ، یک راکت در اینجا و یک راکت در آن جا . این یک اشتباه نبود ."
شوک و اندوه بسیم به خشم تبدیل شده بود . او آمریکایی ها را می شناخت ؛ در میان آن ها زندگی کرده بود . همیشه احساس می کرد که آن ها را درک می کند . او نومیدانه می خواست بداند که چرا خانواده اش از او گرفته شده اند " او گفت : " من تصمیم گرفتم که عدالت را به دست بیاورم ."
بسیم Razzo . جیل پرایس / موسسه ، برای نیویورک تایمز .
BASIM به یکی از خانواده های قدیمی موصل تعلق دارد ، از جمله ده ها نفر از پیامبران که کناره های داغ و داغ دجله را در مقابل the باستانی آشوری در نینوا مستقر کرده اند . با این که شهری که آن ها تاسیس کرده اند از آن زمان به بعد شهرتی برای محافظه کاری به دست آورده است ، بسیم به خاطر داشته باشد که یک زمان از قدرت بین المللی را به یاد داشته باشد. هنگامی که او بزرگ شد ، مقبره های گنبد Syriac و کلیساهای جامع Syriac در کنار مساجد و مناره ها بودند ؛ کافه ها در شب های پر از قلیان و دانش آموزانی که غرق در جنبش شعر آزاد شعر در عراق بودند پر شده بود . در روزه ای پنجشنبه ، بازدید کنندگان می توانستند میله های قفس ، باشگاه ها و یا سر تا سر هتل ایستگاه را پیدا کنند که در ایستگاه مرکزی راه آهن ساخته شده بودند، جایی که مسافران مایل به دور هم جمع شدن برای یک نوشیدنی بودند ( و در آنجا ، آگاتا کریستی یک بار با مدیر ، یک مسیحی سوری به نام شیطان آشنا شد ) . ثروتمندان تمایل به همدردی با سلطنت قدیم یا دلایل ملی گرایانه داشتند، اما محله های طبقه کارگر ، به ویژه مناطق کردنشین و مسیحی ، سنگرهای مقاومت کمونیست بودند . بنیادگرایی اسلامی تقریبا ً بی سابقه بود ، یک نظریه عجیب و غریب از the .

 

 

منبع سایت سربازی

سربازی...

ما را در سایت سربازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین بی بازدید: 247 تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 21:38

صفحه بندی